العلامة المجلسي
62
حق اليقين ( فارسى )
عبد الرحمن در ميان آنها است و سه نفر ديگر را اگر اتفاق نكنند آنها را بكشند و چون بيرون آمدند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه تدبير خود را براى محروم كردن من تمام كرد زيرا كه عبد الرحمن پسر عم سعد است و عثمان داماد عبد الرحمن است كه اين سه نفر از هم جدا نميشوند نهايتش آنست كه طلحه و زبير با من باشند چون عبد الرحمن در آن طرف است بايد يا من كشته شوم يا با يكى از آنها بيعت كنم و آخر چنان شد در روز شورى بعد از آن كه حضرت امير المؤمنين جميع مناقب خود را بر ايشان شمرد و همه تصديق كردند با وجود آن عبد الرحمن به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد با تو بيعت ميكنم به شرطى كه عمل كنى بكتاب خدا و سنت و سيرت أبو بكر و عمر و حضرت فرمود كه من بكتاب خدا و سنت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عمل ميكنم و بسيرت شيخين عمل نميكنم و براى آن اين سخن را گفت كه ميدانست كه حضرت سيرت آن دو مبتدع فاسق را قبول نميكند پس همان سخن را با عثمان گفت و قبول كرد پس عبد الرحمن و سعد هر دو با عثمان بيعت كردند و مردم نيز بجبر بيعت كردند پس خليفه سيم او را ميدانند بمحض تدبير عمر و چون فسوق و ظلمها و بدعتهاى عثمان از حد گذشت صحابه اتفاق كرده او را كشتند و بر خليفهء بر حق امير المؤمنين عليه السّلام بيعت كردند و لهذا آن حضرت را خليفهء چهارم مىدانند و قول ديگر بعضى از منافقان بخوشآمد خلفاى عباسى اختراع كردهاند كه بعد از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عباس عم حضرت رسول دعوى خلافت كرد او خليفه است و بطلان اين قول بسى ظاهر است و اصحاب آن به حمد اللَّه منقرض شدهاند و كسى نمانده است و باثبات خلافت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بطلان اين قول نيز ظاهر است . مقصد پنجم در بيان بعضى از آياتست كه دلالت بر امامت و فضيلت امير المؤمنين عليه السّلام مىكند ( اول ) آيهء وافى هدايهء إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ يعنى نيست صاحب اختيار و اولى بامور شما مگر خدا و رسول او و آنها كه ايمان آوردهاند كه برپا مىدارند نماز را و ميدهند زكات را در حالى كه در ركوعند ؛ عامه و خاصه اتفاق كردهاند بر آنكه اين آيه در شأن آن حضرت نازل شده است حتى در جامع الاصول از صحيح نسائى روايت كرده از عبد اللَّه ابن سلام كه آمدم به خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و گفتم چون ما تصديق خدا و رسول كردهايم مردم از ما كناره ميكنند و با ما دشمنى